ظهور و سقوط احزاب در ايران
تاريخ كشورمان نشان ميدهد كه در دوران انقلاب مشروطه، احزاب، سازمانها و تشكلهاي سياسي غير حكومتي شكل جديدي يافته است. اصول و مباني آنها منطبق و هماهنگ با معيارهاي حزبي است، چيزي كه در آن هنگام رايج و متعارف بوده است. بدينترتيب فصل جديدي در تاريخ و در حيات سياسي ايران رقم خورده است. پديدهاي كه قبل از انقلاب مشروطه خبري از آن نبوده است. پيدايش اين نهادها گام مهمي در مسير توسعهي سياسي ايران بوده است. برخي از گروههاي تازه بوجود آمده را ميتوان اتحاديههاي كارگري، انجمنها، احزاب سياسي و گروههاي مجاهدين يا واحدهاي مسلح مردمي نام برد. واژه حزب، احزاب و وزيركه غالباً در فرهنگ سياسي و جامعه از آن سخن به ميان ميآيد براي مردم بيگانه و دور از ذهن نيست. اين واژگان در متون ديني بكار رفته است. اگر چه بلحاظ محتوا با تجربيات امروز بشري تفاوت دارد.علماء و مقامات ديني و مذهبي اگر چه همواره در امور ديني، فرهنگي، اجتماعي و سياسي فعاليت داشتهاند، اما اين فعاليتها در چارچوب حزب، رايج نبوده است. مبارزات آنان هم در گذشته فردي و غيرحزبي بوده كه توسط مردم همراهي ميشد. مراجع تقليد كه اصطلاحاً به وي صاحب رساله ميگويند و مردم نيز در شئون ديني از او پيروي ميكنند. هيچگاه به طور رسمي از حزبي پشتيباني نكردند. ولي برخي از روحانيون در تأسيس برخي از تشكلها نقش داشتهاند.
جامعهي ايران كه همواره بافت مذهبي و ديني داشت و رهبران ديني هم مواضع خويش را در خصوص اين محصول و تجربه بشري يعني احزاب ابراز نكردند پرسشهاي گوناگوني در جامعه پديد آمده است. با اينكه احزاب به عنوان مهمترين تجربه بشري و كار جمعي توانست در جوامع امروز نقش مؤثري ايفا كند.
از اين رو نميتوان به يك باره احزاب را بوسيد و كنار گذاشت و وجود آن را مردود و كاركرد آن را ناديده پنداشت مخالفت يا موافقت با تحزبگرايي تنها به اقشار مذهبي برنميگردد اين موضوع در ميان سايز نخبگان هم جريان داشته است. در دوران معاصر حزب به عنوان پديدهاي خنثي در فضاي سياسي ايران نگريسته شده است. از يك سو تلاش ميشود با تكيه بر تجربيات ساير كشورها كه از دموكراسي برخوردارند الگوها و متدهايي تهيه گردد و با اشكال بومي آن مورد استفاده قرار گيرد. از سوي ديگر شرايط داخلي به نحوي بوده كه به محض ايجاد تشكيلات حزبي با كمترين معيارهاي ضروري با نوعي واكنش منفي اجتماعي و سياسي مواجه گرديده است. همين فراز و نشيبها موجب گرديد كه اين پرسش اساسي مطرح شود آيا در جامعه ايران حزب به عنوان يك ابزار لازم و ضروري تشخيص داده شده است يا خير؟ اين پرسش كليدي با رويكردهاي مختلف پاسخ متفاوت داده شده است. نويسندگان و محققان كوشيدند براساس مقتضيات ذهني و فكري خويش از زاويهاي بدان بنگرند ترديدي وجود ندارد كه در جامعه ما از گذشته دور تا به امروز حزب جايگاهي نداشته و هم نتوانست جايگاه ارزشمند خويش را بدست آورد. شايد يكي از علل و عوامل ناتواني مخالفتهاي بيش از حد باشد. به هر تقدير عدهاي در جامعه ما با تحزب گرايي موافق و عدهاي مخالفند. اين روند كماكان ادامه دارد. اولاً بايد دانست حزب وسيلهاي است كه ميتواند براي نيل به هدف استراتژيك سياسي جامعه مفيد و مؤثر باشد. با اين تعبير ميتوان دريافت كه حزب هدف نيست. يكي از دلايل مخالفان احزاب و تحزبگرايي اين است كه ساختار خزبي را نوعي الگوبرداري از غرب تلقي ميكنند. بدون شك چنين تصوري بسیاری از نهادها و دستگاههاي اجرايي، قانونگذاري و قضايي را كه بسيار مهم هم هستند بزير سوال خواهد برد. زيرا موارد مذكور هم با اندكي تغيير و تحول محصول و پديده غرب محسوب ميشود. اكنون پرسشهاي فراواني در حوزه احزاب، عملكرد آنها و علل ناپايداري آن مطرح است. آيا حزب به معناي واقعي در ايران تشكيل شده است؟ در صورتيكه پاسخ اين سوال مثبت باشد پرسش ديگري به دنبال خواهد آمد و آن اينكه علل و عوامل ناپايداري آنها چه بوده است؟
با پرسشهاي فوق سؤال مهمتري مطرح ميگردد و آن اينكه آيا احزاب گوناگون و متنوع از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامي 1357 و پس از پيروزي انقلاب تاكنون چه ميزان در توسعه سياسي ايران تأثيرگذار بودهاند؟
تحزب در دنيا و در كشور ما سابقه نسبتاً طولاني دارد. اما بسياري از مردم هنوز از عضويت در احزاب خودداري ميكنند و علاقه چنداني هم نسبت به آن نشان نميدهند. به عبارت روشنتر بايد اين تعبير را به كار برد كه مردم هنوز نسبت به مقوله احزاب اعتماد و اطمينان ندارند و آن را برسميت نميشناسند. شايد يكي از علل عدم رويكرد مردم به احزاب عملكرد منفي برخي از احزاب باشد كه در تاريخ ثبت شده است. برخي از كارشناسان بر اين باورند كه فعاليت حزبي يك كار و تلاش جمعي است كه در چارچوب جمعي راندمان آن بالا است. اين مساله به مسلمان بودن يا نبودن ارتباطي ندارد اين يك موضوع عقلي است و ممكن است در همهي مسايل تحقق يابد نه فقط در امور سياسي. هنگامي كه ليست احزاب تشكيل شده را در طول يكصد سال اخير بازگشايي ميكنيد. اساسنامه و مرامنامه آنان بازخواني ميشود در مييابيد كه دليل و برهان مناسبي براي تاسيس خويش اقامه كردهاند. اما هيچيك از آنها در ميان مردم طرفدار پيدا نكردهاند ظاهراً مردم تمايل چنداني نسبت به آنها بروز ندادهاند حتي بسياري از نخبگان دانشجويان، شخصيتهاي سياسي، روزنامهنگاران و روزنامهخوانان هم از آنها استقبال به عمل نياوردهاند.
علل، عوامل، راز و رمز ماجرا چيست؟ دقيقاً معلوم نيست ولي موضوع با تمام ابعادش در ميان كارشناسان در حال بحث و بررسي است همانگونه كه يادآوري گرديد مراجع تقليد به طور رسمي از حزبي پشتيباني نكردند ولي برخي از روحانيون بلندپايه از دهه چهل به بعد يا از گروههايي حمايت كرده يا در تاسيس برخي از تشكيلها نقش داشتهاند. آيتا... طالقاني كه از مبارزان برجسته مذهبي و ملي ايران به شمار ميرود از جمله بنيانگذاران نهضت آزادي محسوب ميگردد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357 رويكرد سياستمداران به احزاب و تشكلهاي سياسي فزوني يافت. بدون شك اين رويكرد دلايلي دارد. نخست اينكه به نظر ميرسد علت اساسي و بنيادي آن رويكرد اين است كه قانون اساسي جمهوري اسلامي دولت را موظف كرده است آزاديهاي سياسي و اجتماعي را در حدود قانون تامين كرده و مشاركت عامه مردم را در تعيين سرنوشت سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي فراهم سازد. بنابراين به عقيده بسياري از كارشناسان و صاحبنظران، احزاب توانمندترين بازوي اجزايي اين پديده به شمار ميروند. دوم اينكه جمعي از روحانيون نخبه و صاحبنظر در مسايل اسلامي، اجتماعي، فقهي و فرهنگي تشكيل احزاب و نهادهاي مدني را پرورش نيروي انساني كارآمد، فراهم ساختن زمينههاي تبليغ ديني، موجب افزايش سطح آگاهيهاي عمومي و بالاخره آن را يكي از ابزارهاي امر به معروف و نهي از منكر ميپندارند امر به معروف و نهي از منكر و گسترش آن در جامعه بر پايه اصل هشتم قانون اساسي است.
احزاب، گروهها و نهادهاي مدني با ابزاري كه در اختيار دارند براحتي ميتوانند در اجراي اين اصل همگاني سهيم بوده و آن را علاوه بر توده مردم به حوزه دولت و مديران ارشد سرايت دهند و بالاخره سوم اينكه قانون اساسي جمهوري اسلامي آزادي احزاب، جمعيتها، انجمنهاي سياسي و صنفي و انجمنهاي اسلامي يا اقليتهاي ديني شناخته شده را به رسميت شناخته است. اينان در فعاليتها آزادند مشروط بر اينكه اصول استقلال، آزادي، وحدت ملي، موازين اسلامي و اساس جمهوري را نقض نكنند. در اصل 26 قانون اساسي آمده است هيچ كس را نميتوان از شركت در آنها منع كرد يا به شركت در آنها مجبور ساخت. بر اين اساس رويكرد نخبگان به احزاب و تشكلهاي سياسي افزايش يافته است. برخي از صاحنظران و مديران احزاب بر اين باورند با اينكه هم اكنون در كشور به لحاظ قانوني احزاب امكان فعاليت دارند ولي در خصوص تحزب و حزبگرايي هم به لحاظ نظري هم به لحاظ عملي مشكلاتي احساس ميشود. در تعیین مصداق اين مشكلات ميگويند يك تعريف قابل قبول و جامع از حزب كه بتواند نيازهاي فرهنگي، سياسي و اجتماعي جامعه را پاسخ دهد بدست نياوردهاند. نكته حائز اهميت اين است كه در حال حاضر احزاب و تشكلهاي سياسي در كشور به وفور به ثبت رسيده است. اين امر زماني هويدا ميشود كه پاي انتخابات در ميان باشد. مديران احزاب در بيانيهها، مصاحبهها و سخنراني خويش سخن از تدوين برنامه به ميان ميآورند. اگر احزاب داراي برنامه براي اداره كشور هستند چرا مردم به برنامه راي نميدهند و به سخنراني اين يا آن و بالاخره به وعدههاي فردي اعتماد كرده و به آن راي ميدهند؟ قبل از آنكه به اين پرسش و پرسشهاي پيشين پاسخ داده شود لازم است ابتدا حزب تعريف شود زيرا تعريف حزب ميتواند بخشي از پيچيدگيهاي موجود در عرصه جامعه را كه حزب با آن گريبانگير است تبيين و آشكار سازد. احزاب سازمانها و گروههايي هستند بنيان يافته و منظم كه براي مبارزه در راه كسب قدرت ساخته شدهاند و منافع و هدفهاي نيروهاي اجتماعي گوناگون را بيان ميكنند. برخي ديگر از محققان در تعريف حزب نوشتند حزب به معناي سياسي، گروهي سازمان يافته و متشكل از كساني است كه ديدگاهي مشترك دارند و معمولاً موضع عقيدتي كلي آنان يكي است و در صدد دستيابي به قدرت هم باشند. با اندكي تامل و ژرفانديشي ميتوان به ماهيت احزاب در كشورمان پي برد. نظم و سازمان يافتگي از شرايط لاينفك احزاب محسوب ميشود آيا چنين چيزي در احزاب كشورمان مشاهده ميشود؟ مجموعهاي كه حزب را تشكيل ميدهند بايد در مسايل اجتماعي، سياسي و عقيدتي مواضع مشترك داشته باشند آيا احزاب معروف و مشهور كشورمان كه در صحنه هستند خود را به اين خصايص و ويژگي آراستند؟ نكتهي بسيار مهمي در تعريف حزب آمده است و آن اينكه احزاب بايد منافع و هدفهاي نيروهاي گوناگون اجتماعي را در ابزار تبليغي خويش بيان كنند. آيا اين شيوه به صورت كارآمد در احزاب موجود ملاحظه می گردد. و بالاخره اینکه در تعریف با صراحت بيان شد كه حزب درصدد دستيابي به قدرت است اكنون چنين انگيزه و هدفي در احزاب كشورمان وجود دارد؟ در صورتي كه پاسخ اين پرسش مثبت باشد و موانع سياسي هم در ميان نباشد احزاب موجود نيروهاي لازم را جهت دستيابي به كسب قوه مجربه و اداره جامعه دارا هستند؟ اگر چه پاسخ دادن به هر يك از سوالات زمان طولاني را ميطلبد ولي سعيمان اين است كه در حد حوصله اين گفتار به نكات كليدي بحث اشاره و بسنده شود. شايد اين گفتار كوتاه بتواند زمينه را براي حل مشكلات بزرگ فراهم سازد. شواهد و قرائن موجود نشان ميدهد كه احزاب شرايط مناسبتري براي فعاليتهاي سياسي و اجتماعي دارند تا مطبوعات، اگر چه مطبوعات لازمه كار احزاب و ابزاري براي ارتباط هستههاي مركزي احزاب با نيروهاي مورد نظر آنان و همچنين افكار عمومي است. پس از پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون فعاليتهاي حزبي اگر چه افت و خيز داشته است ولي سرنوشت مطبوعات را نداشته است. اگر احزاب و گروههايي كه فعاليتشان متوقف شد بدون شك همراه با يكي از دلايل زير بوده است. دستهاي از احزاب به دليل عدم توان رقابت در عرصههاي گوناگون فرهنگي، اجتماعي و جذب نيروهاي متخصص و تربيت آنان از ادامه رقابت بازماندهاند تعدادي به دليل عدم توان تامين مالي جهت حضور در صحنه رقابت با ديگران بخودي خود متوقف شدند شماري ديگر از احزاب و سازمانها چه سراسري و چه منطقهاي كه توسط مراكز قضايي غيرقانوني اعلام شده و منحل گرديدند به دليل فعاليتهاي تروريستي و مغاير با شوون احزاب بوده است. همهي كشورها از جمله كشور ما فعاليتهاي احزاب و سازمانها را برسميت شناخته تا جايي كه اين فعاليتها مخل نظم و امنيت جامعه نباشد حمل سلاح، شيوههاي تروريستي، تهديد، ارعاب شهروندان، برخورد مسلحانه و هر حركتي كه موجب اخلال نظم و امنيت شود هم به لحاظ عقل و هم با معيارهاي قانوني بايد با آن برخورد شود. بهر تقدير احزاب منحل شده چه سراسري و چه منطقهاي به دليل فعاليتهاي مغاير با امنيت ملي، وحدت ملي و تماميت ارضي بوده است. هم اكنون دهها حزب، سازمان، انجمن و تشكلهاي سياسي، فرهنگي و .3320+9اجتماعي از گذشته تا به امروز در كشور وجود دارند كه سرگرم تلاش و فعاليت هستند كه به زودي به تحليل فعاليت آنها و توانمنديشان پرداخته خواهد شد تا از اين رهگذر موانع فعاليت احزاب و رمز و راز موفقيت احتمالي آنها هويدا و پاسخ دهها پرسش قبلي در خصوص احزاب روشن و آشگار گردد.
برخي از فعالان حزبي و سياسي معتقدند ماهيت ساختار قدرت در ايران به نحوي شكل گرفت كه احزاب فعال در عرصههاي سياسي كه ميكوشند و ميخواهند فعاليتشان معطوف به كسب قدرت گردد، از ورود به هستههاي مركزي قدرت باز ميمانند. جمعي ديگر از كارشناسان ميگويند ورود بخشي از نهادهاي نظارتي به مقوله رقابت انتخاباتي است كه مانع دستيابي احزاب به قدرت يا تداوم فعاليت پرثمر حزبي ميشود و به عبارت ديگر حذف پيش از ورود به رقابت بدين معني كه احزاب با هزينههاي سنگين نيروهاي خويش را منسجم ميكنند و برنامههايي جهت ارايه به مردم تدوين مينمايند تا در صورت پيروزي در انتخابات پيگيري نمايند اما قبل از ورود به رقابت و هنگامي كه زير تابلو آن ايستادند نيروهاي سياسي خود به خود منجر به حذف ميشود. اين رويكردها به اعتقاد بسياري از موانع تحزبگرايي و ناكامي احزاب در جلب نظر مردم نسبت به احزاب است. گروهي ديگر از فعالان سياسي و حزبي بر اين باورند كه در ساختار قدرت اساساً چنين تفكري وجود ندارد، زيرا اين تفكر هرگز به نفع نظام نيست، اينان براي باور و اعتقاد خويش استدلالي را اقامه مينمايند كه هم به لحاظ عقلي منطقي است و هم در بسياري از كشورها بدان عمل ميشود. و آن اين است اگر احزاب با برنامه و نيروهاي مجرب و متخصص مورد نياز وارد ميدان شوند و در مدت معين قانوني فعاليت كنند و با راي مردم تغيير يابند پيشرفت كشور را ضمانت بيشتري خواهند كرد. مضافاً بر اين برنامهگرايي و تخصص محوري و شايسته سالاري خصوصيات و ويژگيهاي ديگري هم پديد ميآرد و آن اينكه مصونيت براي اصل نظام ايجاد ميشود در نتيجه ناكارآمدي متوجه احزاب و مديران آن كه با راي مردم به قدرت دست يافتهاند ميشود. در غير اين صورت ممكن است حتي گراني سيبزميني باعث شود تا مقامات راس نظام هرم هم مورد توجه قرار گيرند.
اكنون با بررسي علل و عوامل تاسيس احزاب در قبل از انقلاب و پس از آن و مقايسه آنها با يكديگر هم به نتايج ملموس دست يافته و هم پرسشهاي قبلي با نتايج حاصله پاسخ داده خواهد شد. احزاب و تشكلهاي سياسي در زمان شاه با گرايشهاي گوناگون فراوان بودند برخي از آنها متعلق به خود حكومت بوده كه جهت دو حزبي شدن تأسيس شد و عضويت در آن اجباري بود مانند حزب رستاخير، ميليون و مردم بسياري از آنها هم سياسي بودند اما رابطهاي با امور ديني، اعتقادي و مذهبي نداشتند و با گرايشهاي خاص خويش فعاليت ميكردند، اما در اين ميان احزاب و تشكلهايي هم بودند كه علاوه بر فعاليتهاي سياسي با فعاليتهاي مذهببي هم پيوند خوردند، كه ما اكنون به بررسي آنها پرداخته تا از اين رهگذر ثبات، عدم ثبات و پايبندي آنها به شعارهاي مطرح شده و بالاخره كاركرد آنها در جامعه روشن شود.
يكي از احزاب شناخته شده در ايران نهضت آزادي ايران است نهضت آزادي ايران حزبي سياسي و اسلامي است و با اصل بازگشت به اسلام حقيقي و دفاع از تماميت ارضي تاسيس شده است، اين حزب در ايران به فعاليتهاي علني سياسي و مذهبي ميپردازد، دبير كل كنوني آن ابراهيم يزدي است. اين تشكل سياسي بيش از چهل و نه سال سابقه دارد. نهضت آزادي ايران در دوران پيش از انقلاب اسلامي 1357 با تاكيد بر هويت ايراني اسلامي تاسيس گرديده است. تشكل مزبور محل تجمع شماري از اسلام گرايان مخالف محمدرضا پهلوي شاه ايران بوده است. خط سياسي اين حزب همواره با پافشاري بر اعتقادات ملي و مذهبي خود، طرفدار دمكراسي و برخورد با هر مساله از طريق گفت و گوي مسالمتآميز بوده است. اين حزب با سابقه خود را پيرو انديشههاي دكتر مصدق ميخواند. مهندس مهدي بازرگان ظاهراً در آستانهي تاسيس اين حزب و معرفي آن اقدام به طرح شعاري كرده است و آن اينكه ما ايراني هستيم ما مسلمانيم ما مصدقي هستيم نهضت آزادي ايران در ارديبهشت 1340 توسط مهدي بازرگان و در مخالفت با رويه شاه تاسيس شد همانگونه كه گفته شد تشكل مزبور از ابتدا گرايش ملي و مذهبي داشت چندي بعد مهندس بازرگان، آيتالله سيد محمود طالقاني و يدالله سبحاني كه از بنيانگذاران بودهاند هر كدام به 4 تا 10 سال زندان محكوم شدند.
نهضت آزادي ايران در ماجراي پانزده خرداد 1342 از امام خميني (ره) و جنبش ايشان حمايت كرد. لازم به يادآوري است شهيد مصطفي چمران و دكتر علي شريعتي نيز از بنيانگذاران اين تشكل به شمار ميروند. از بنيانگذاران نهضت آزادي تنها احمد صدر حاج سيدجوادي و دكتر ابراهيم يزدي وزير امور خارجه دولت موقت در قيد حيات هستند. نهضت آزادي پس از پيروزي انقلاب اسلامي با روند گذشته يعني با هويت ملي و مذهبي، مواجهه با مسايل از طريق گفت و گوي مسالمتآميز و فعاليت در چارچوب قانون اساسي به فعاليت خويش تداوم بخشد. اما ظاهراً پس از دهه اول انقلاب مباحث مربوط به دولت موقت بالا گرفت و اين موضوع مطرح شده كه آيا نهضت آزادي و فعاليتهايش قانوني است يا خير شماري از سياستمداران و خانه احزاب ايران نهضت آزادي ايران را به رسميت نميشناسند ولي اين حزب فعاليت خويش را به دليل قبول قانون اساسي جمهوري اسلامي قانوني و مشروع ميپندارد. به نظر ميرسد آنچه كه موجب تداوم فعاليت اين حزب تا پنج دهه شده است اموري است كه بنيانگذاران آن همواره آن را به عنوان اصول و مباني ضروري مدنظر داشته و به حاميان و هواداران خويش توصيه ميكنند. و آن عبارت است از پايبندي به هويت ايراني اسلامي، دفاع از تماميت ارضي، پافشاري بر اعتقادات ملي و مذهبي، برخورد با هر مساله از طريق گفت و گوي مسالمتآميز، جذب و بهرهگيري از نخبگان جامعه، تمركز بر شعار اوليه حزب، دوري از هر نوع تنش و ساختن ايران به هر شكل ممكن، نهضت آزادي هيچ نوع تريبون رسمي براي برقراري ارتباط با مخاطبان خويش در اختيار ندارد.
برخي از محافل خبري معتقدند اين گروه توانست در مجامع علمي و پژوهشي و دانشگاهي نفوذ چشمگيري پيدا كند. شماري از تحليلگران ناكارامدي احزاب بعد از انقلاب را موجب افزايش نفوذ نهضت آزادي ايران ميدانند. حزب مذكور نه در گذشته و نه هم اكنون ارتباط با دولت ندارد و امكاناتي كه احتمالاً احزاب دريافت مينمايند بدليل غيرقانوني بودن از آن محروم است. حزب موئلفه اسلامي يكي از با سابقهترين احزاب و تشكلهاي ايراني در فضاي ايران است، حزب موتلفه اسلامي كه در گذشته از آن به هياتهاي موتلفه ياد ميشد، در سالهاي 1341 و 1342 همزمان با طرح انجمنهاي ايالتي اعلام موجوديت كرد. هياتهاي موئلفه اسلامي محتواي ديني داشته و اكنون هم حزبي با محتواي ديني فعاليت ميكند و بنا به اظهارات راهبران فعلي اين حزب كارهاي سياسي را با محتواي ديني انجام ميدهد.
اين حزب براي پيروزي انقلاب اسلامي تلاش و كوششهاي فراواني به عمل آورده است. اعضاي حزب مذكور هم مبارزات سياسي قابل ملاحظه و هم حمايتهاي مادي گستردهاي را از انقلاب اسلامي در پرونده خويش دارد. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي اين حزب با سرعت در تمام بخشهاي حكومتي نفوذ كرده است. به همين دليل اين حزب را دولتي ميشناسند نه يك حزب آزاد و مردمي. بيشتر اعضاي حزب موتلفه بازاريان هستند اين حزب در جذب نخبگان سياسي، فرهنگي و اجتماعي توان چنداني ندارد. تاجران نخبه غالباً جذب اين حزب شده و يا از آن پشتيباني ميكنند. اين حزب بدليل توان مالي و نفوذ در هستههاي قدرت دسترسي كامل به رسانه دارد. امّا در همسو ساختن افكار عمومي نسبت به ديدگاه خويش ناتوان است.
در شناسنامه اين حزب كه همان اساسنامه و مرامنامه آن است شعاري را نميتوان يافت تا مردم ايران را زير تابلوي آن گرد آورد.
مانند شعاري كه نهضت آزادي و جبهه مشاركت ايران اسلامي بر آن تأكيد دارند. ممكن است با گذشت زمان اين حزب با از دست دادن قدرت دولتي و نفوذ خويش را در مراكز قدرت، ادامه حيات اين حزب هم مورد ترديد قرار گيرد. حزب موتلفه اسلامي چون طرح راهبردي در عرصه فرهنگي، اجتماعي و سياسي براي جامعه ندارد اجراي طرحهاي اقتصادي شفاف و بدون رانت اين حزب را بلحاظ قدرت و توان اقتصادي تضعيف خواهد كرد در اين صورت هيچ جاذبهاي براي جذب افراد جامعه نخواهد داشت. و خلاصه اينكه حزب مذكور در خط مشي خويش راهبرد علمي ندارد. حزب جمهوري اسلامي يكي از احزاب مهمي است كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي شكل گرفت. اين حزب از اينرو تازه و جديد بود كه همزمان با پيروزي انقلاب شكل گرفت. حزب مزبور با اهداف و آرمانهاي اسلامي و انقلابي از سوي سران انقلاب تأسيس گرديد.
حزب جمهوري اسلامي در آن فضاي انقلابي با اقبال عموم مردم روبرو شد و توانست موفقيت ويژهاي براي خويش دست و پا كند. اين حزب بتدريج و با گذشت زمان پايگاه مردمياش كاهش يافته و استقبال اوّليه از ميان رفت. اگرچه حزب مذكور داراي تجربهاي كوتاه برابر با عمر انقلاب در عملكرد سياسي و اجتماعي داشت. اما كارشناسان و بنيانگذاران اين حزب اسلامي از فعاليت آن خوشنود و آن را ميستايند.
مهمتر از همه اينكه روحانيان مجرّب و آشنا به امور فرهنگي، سياسي و اجتماعي به اين نتيجه دست يافتند كه حزب ميتواند گره بسياري از معضلات جامعه را بگشايد. از اين رو اقدام به تأسيس آن نمودند. اين اقدام در نوع خود تجربه بسيار بزرگ و موفق محسوب ميگردد. چرا كه اقداماتي از اين دست انديشه تحزبگرايي را ترويج ميكند و عدم معايرت آن را با شرع را به اثبات ميرساند. حزب جمهوري اسلامي بصورت يك حزب رسمي و فعال وارد جامعه شد و به عضوگيري در اكثر مناطق كشور پرداخته است. حزب جمهوري اسلامي بنا به مصالحي منحل اعلام شد، همين امر موجب گرديد ساير احزاب و گروههاي موجود در آن مقطع هر كدام بنا به دلايلي زمينه فعاليتشان راكد گردد. لازم به يادآوري است كه آيتا.. سيد محمدحسيني بهشتي اعليالله مقامه يكي از موسسان آن حزب بوده است. ظاهراً روزنامه جمهوري اسلامي كه تريبون آن حزب محسوب ميگرديد كماكان به فعاليت خويش ادامه ميدهد. با اين بيان ميتوان استنباط كرد حزب ميتواند اسباب آگاهي و پرورش نيروهاي مناسب براي جامعه و بالاخره ابزاري مناسب براي امر به معروف و نهي از منكر باشد. اگرچه در حال حاضر احزاب فراواني در جامعه به چشم ميخورند اما بررسي شرايط سه حزب كه در دهههاي دوم و سوم انقلاب شكل گرفتند ميتواند آينده احزاب در ايران را ترسيم كند.
حزب اعتماد ملي از جمله احزابي است كه توسط يكي از روحانيان بلند پايه و تأثرگذار در جمهوري اسلامي تأسيس شده است.
حزب اعتماد ملي در ماده 8 اساسنامه خود هدف از تأسيس اين حزب را اينگونه بيان ميكند. هدف «حزب اعتماد ملي» فعاليت سياسي، اجتماعي و فرهنگي به منظور (سرعت بخشيدن به توسعه پايدار ملي، بسط عدالت و آزادي در نظام جمهوري اسلامي و ارتقاء رفاه عمومي بر مبناي مرامنامه حزب و در چارچوب اين اساسنامه است. مؤسسان اين حزب ابتدا 14 نفر و از اعضاي ستاد انتخاباتي كروبي بودند تحليلگران، حزب اعتماد ملي را با اين تعبير ياد ميكنند. ستادي بوده كه حزب شده و صندوقي بود كه سازمان شد. دبيركل اين حزب ميگويد: براي اينكه مشمول انتقاد نباشيم و شائبه هرگونه سوءاستفاده از قدرت در تشكيل و ادامه حزب اعتماد ملي منتفي شود از كليه مسئوليتهاي سياسي از جمله عضويت مجمع تشخيص مصلحت نظام استعفا ميدهم. اين بيان كروبي در واقع طعنهاي است به آن دسته از احزاب و گروههايي كه در آن دوره قربت به قدرت شكل گرفتند مانند جبهه مشاركت ايران اسلامي و حزب كارگزاران يا گروههايي مانند رايحه خوش خدمت و امثال آن. اظهارات دبيركل حزب اعتماد ملي در ستايش از آن حزب است كه در دوره فراغت از قدرت شكل گرفت. در اينجا يك پرسش كليدي مطرح ميشود و آن اينكه اگر آقاي كروبي برنده انتخابات بوده حزب اعتماد ملي تشكيل ميشد و آيا از پستهاي سياسياش كنارهگيري ميكرد؟
او حزب اعتماد ملي را حزبي جدي مانند احزاب متداول در دنيا ناميد.
دبيركل اعتماد ملي يكي از ويژگيهاي حزب خويش را خانوادگي و رفاقتي نبودن آن ذكر كرد. براي اينكه حزب مزبور رفاقتي و خانوادگي نشود همسر ايشان كه سالها است سابقه مديريت دارد و فرزند ايشان كه جانباز و تدريس در دانشگاه دارد را به عضويت حزب نپذيرفته است. كروبي در 17/7/84 در مصاحبه با ايسنا گفت: بايد به ناكامي احزاب در ايران پايان بخشيد.
حزب اعتماد ملي روزهاي پس از انتخابات بهمن 84 رياست جمهوري كه با شكست آقاي كروبي همراه بود با خروج از دو مجمع تشخيص مصلحت نظام و مجمع روحانيون با هدف تبديل شدن به حزبي فراگير و غيرحكومتي شكل گرفت. ظاهراً تأسيس حزب اعتماد ملي ريشه در اموري دارد كه برخي از آن به شرح زير است. ناهمراهي حزب متبوعش يعني مجمع روحانيون با نامزدي وي در انتخابات رياست جمهوري و رخدادهاي روزهاي آخر ستاد انتخاباتي او از جمله آن است. همين امر او را واداشت در يك اقدام سريع از مجمع روحانيون كه سالها مديريت آن بر عهده وي بوده است استعفا دهد. تحليلگران بر اين اعتقادند كه نابساماني ستاد انتخاباتي كروبي و دست كشيدن همراهان وي در آخرين ساعات سرنوشتساز و پيوستن برخي به قافله نامزدي ديگر و در نتيجه شكست او در انتخابات موجب گرديد تا از مجمع روحانيون خارج و حزب اعتماد ملي را پايگذاري كند. كروبي به همين مقدار اكتفا نكرد و در سال 1384 و پس از شكست، طي نامهاي به محمد خاتمي رئيسجمهور نوشت: واقعيت آن است كه دخالت بخشي از نيروها در انتخابات موضوعي است كه نزد افكار عمومي مطرح است و هر تلاشي در جهت پاك كردن صورت مسأله محكوم به شكست است. كروبي نامهاي مشابه به مقام معظم رهبري ارسال كرده است سپس از كليه مسئوليتهاي خويش در نظام جمهوري اسلامي ايران از جمله مجمع تشخيص مصلحت نظام استعفا داد. در همان هنگام هاشمي رفسنجاني نيز نارضايتي خويش را اعلام كرده و نوشت من شكايت خويش را پيش خدا ميبرم. بهر تقدير حزب اعتماد ملي مولود بحرانها و شكستهاي فوق است حال بايد آينده آن را در اين انتخابات شاهد بود.كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي در 21/7/87 در يك كنفرانس خبري در تهران نامزدي خود را در دوره دهم انتخابات رياست جمهوري اعلام كرد. وي در اين كنفرانس افزود حزب وي به اتفاق آراء، او را به نامزدي برگزيده است و خود او نيز با مشاوره فراوان و آگاهي از نقاط ضعف و قوت و مشكلات و دشواريهاي پيشرو براي رقابت اعلام آمادگي كرده است.
شعار اصلي او رونق اقتصادي و دفاع از آزادي مشروع و حقوق مردم است. كروبي كه خود را اصلاحطلب ميداند در برابر انتقادات اصلاحطلبان واكنش نشان داده و نامزدي واحد را به حكمت موكول كرده است.
دبيركل حزب اعتماد ملي حضور خويش در انتخابات دهم رياست جمهوري را به منزله جهاد و فداكاري ارزيابي كرده است. اين جمله در جمع اعضاي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات بيان شده است او بارها تأكيد كرد كه از نامزدي به رياست جمهوري به نفع هيچكس كنارهگيري نخواهد كرد. اين در حالي است كه شواهد و قراين و دهها نظرسنجي رتبه وي را بلحاظ كسب آرا، در پايينترين سطح نشان ميدهد. شكست و عدم پيروزي ايشان در انتخابات بدون شك حزب اعتماد ملي را دچار بحران جدي خواهد ساخت.
آنچه كه موجب خرسندي اصلاحطلبان شده شعارهاي آقاي كروبي است كه در بيانيههاي وي مطرح ميشود. و آن عبارت است از حذف انحصار رسانهاي، حذف نظارت استصوابي و بالاخره دفاع از حقوق مشروع و مصرح مردم در قانون اساسي. اين شعارها اگرچه در آستانه انتخابات موجب افزايش سطح توقعات مردم است و برخي از آن هم از مطالبات قانوني آنان است ولي شماري از آنها هم بايد بطور ريشهاي و بلحاظ قانوني حل شود. كروبي پس از ناكامي در انتخابات نهم به سراغ حزب، روزنامه و شبكه تلويزيون رفته است به باور ايشان راههاي قديمي در تبليغ و بيان ديدگاه جوابگو نميباشد. شبكه ماهوارهاي صبا قرار بود شب يلداي 84 پخش برنامههاي خود را با مديريت يكي از كارگردانان سينما آغاز كند. اما با درخواست تفسير شوراي عالي امنيت ملي در دوره علي لاريجاني از شوراي نگهبان مواجه شد. شوراي نگهبان براساس اصلي 175 قانون اساسي فعاليتهاي شبكه كابلي، فيبري، نوري و... را ممنوع و مغاير با اين اصل اعلام كرد. اين آغاز اولين ناكامي حزب اعتماد ملي به شمار ميرود. تحليلگران معتقدند مرزهاي اختلاف، انتلاف، همسويي و عدم همسويي در ايران چندان روشن و بر مبناي علمي نيست. اين موضوع را ميتوان در يك اتفاق كه در حزب اعتماد ملي رخداد فهميد. در خبرها آمده كه شخصيتها و جناحهاي گوناگون از نامزد حزب اعتماد ملي حمايت كردند. كرباسچي رئيس ستاد انتخابات كروبي شد اين در حالي است كه كرباسچي دبيركل حزب كارگزاران و به اصطلاح از تكنوكرات كشور محسوب ميشود. تحليلگران ميگويند كرباسچي صرفاً بخاطر ماجراي دادگاه گذشته و عدم حمايت جدي خاتمي از ايشان از خاتمي جدا و به كروبي پيوسته است. محمدعلي ابطحي از مجمع روحانيون و از نزديكان خاتمي است اما دقيقاً معلوم نيست كه وي به چه دليلي به كروبي ملحق شده است. عباس عبدي كه تحليلگر آزاد و مواضعي روشن دارد ظاهراً ترجيح ميدهد از هر جهتي كه هاشمي رفسنجاني نفوذ يافته دوري جويد و اما فعاليت خاتمي را در امر اصلاحات كافي نميداند. رفتار اشخاص نامبرده با مواضع حزبي همخواني ندارد بلكه سرخوردگي از خاتمي موجب گرديد تا به كروبي روي آورند.
اين امر نشان ميدهد كه احزاب در ايران در ميان حتي اعضاي آنها معني و مفهوم نيافته است چه رسد به عموم مردم. حزب كارگزاران سازندگي از درون قدرت جوشيد زمستان سال 1374 بود كه شعور و شعفي بخاطر انتخابات مجلس پنجم جامعه را فرا گرفت در همين حال گروهي تحت عنوان «كارگزاران سازندگي ايران» اعلام موجوديت كرد. در آن هنگام آقاي هاشمي رئيس جمهور بود. وي توانست پس از جنگ گامهاي مؤثري در ساختن زيرساختهاي كشور بردارد. از اينرو او را سردار سازندگي لقب دادند بدون شك او شايسته آن لقب بوده است. از آنجايي كه نيروهاي حزب مزبور با كابينه ايشان همراه بودند اين عنوان را براي حزب خويش برگزيدند قبل از دريافت پروانه فعاليت رسمي با نام «جمعي از كارگزاران سازندگي» استفاده ميكردند. در بيانيه اعلام موجوديت اين حزب نام شخصيتهايي ديده ميشود كه سالها سابقه حضور در قدرت را تجربه كردند. افرادي همچون آقازاده، زنگنه، تركان، غرضي، نجفي، فروزش، مهاجراني، نوربخش، امراللهي، محمدهاشمي، هاشمي طبا و بالاخره آقاي كرباسچي، غلامحسين كرباسچي در آن هنگام بر كرسي شهرداري تهران تكيه زده بود. برخي از صاحبنظران بر اين باورند كه تشكيل و تأسيس اين حزب بيشتر به قصد بسط گسترش و تداوم قدرت بوده است تا فعاليتهاي مستقيم حزبي و توسعه و گسترش انديشه دموكراسي، اكنون كارگزاران سازندگي بصورت يك حزب در حال فعاليت است چيزي كه براساس شواهد و قراين انتظار آن نميرفت. روزنامه اخبار در تاريخ 12/6/75 از قول كرباسچي نوشت: كارگزاران يك گروه سياسي داراي آييننامه و اساسنامه نيست، بلكه به سبب ضرورتهايي كه در مقاطع مختلف انقلاب پيش ميآيد فعاليت ميكنيم. اين حزب كه از تحصيلكردگان شكل يافت كوشيد تا چهرهاي علمي به خود داده و ژست علمي كسب نمايد به همين منظور به نامي مانند تكنوكرات پناه برد. اين حزب بلحاظ سياسي بيشتر متمايل به اصلاحطلبان بوده و هستند. اين گلايه از سوي محمد هاشمي و چهرههاي ديگر هم مطرح شده است. نمونه بارز و آشكار آن كرباسچي است كه اكنون در كارزار انتخابات به صف اعتماد ملي پيوسته است. حزب مذكور در درون همواره دستخوش تشنج، اختلاف و ناآرامي بوده است. اين روند به آغاز تأسيس حزب كارگزاران سازندگي برميگردد. ماجرا بدين قرار است. غلامحسين كرباسچي كه به اصلاحطلبان نزديك و متمايل به اين جناح است، افراد اين جناح را در حزب رهبري ميكرد. در مقابل محمد هاشمي كه منتقد جناح اصلاحطلب است و خود جناح راست حزب مذكور را رهبري مينمايد. سبب تداوم اين اختلاف شده است. اين اختلاف با دبيركل شدن كرباسچي و رئيس دفتر سياسي شدن محمد هاشمي اندكي كاهش و يا از سطور مطبوعات حذف شده است.
امّا به دنبال محكوم شدن كرباسچي و دستگيري و زنداني شدن او عملاً حزب كارگزاران منحل گرديد. حتي اين حزب بعدها به دليل اختلافات روزنامهاش تعطيل شد و اعلام گرديد اين تعطيلي به علت مشكلات مالي بوده است، چيزي كه احدي آن را نپذيرفته است است. با اين اوصاف كارگزاران هم نميتواند حزبي فراگير باشد تا بتواند جامعه ايران را با برنامههايش اداره كند.
احزاب و تشكلهاي فراواني هستند كه مدعياند برنامه و توان اداره كشوري چون ايران را دارند بسياري از آنها در همين دو دهه اخير شكل گرفتند ولي بدليل كوچكي و عدم اشتهار آنها از پرداختن به آنها خودداري و به مجال ديگر مولول ميكنيم. بنا به گفتهي يكي از نويسندگان همهي احزاب كه نبايد فعاليت كنند همين كه نامشان در خانه احزاب ثبت و ضبط گرديد و از مزايايي آن بهرهمند هستند مگر فعاليت كمي محسوب ميشود.
از گروهها و تشكلهايي كه نميتوان به سادگي از آن عبور كرد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و حزب جبهه مشاركت ايران اسلامي است. مجاهدين انقلاب اسلامي از قدمت نسبي برخوردار است و در بيان مسايل و تحليل آن صراحت لهجه دارد. همين امر چندان مورد تأييد مخالفانش نيست. مضافاً بر اين گروه مزبور بسياري از مسايل را به گونهاي تجزيه و تحليل ميكند كه اولاً نخبگان بدان توجه نشان داده و به سمت و سوي آن گرايش پيدا ميكنند. ثانياً برداشت اين گروه از مسايل جاري كشور و اوضاع جهاني بنحوي است كه روحانيت و احزاب متمايل به راست غالباً با آن مخالفاند. در چند سال اخير دبيركل حزب اعتماد ملي كه خود از اصلاحطلبان است همواره به عناوين مختلف با اين دو گروه سياسي به مخالفت برخواسته است. حزب جبهه مشاركت ايران اسلامي در اساسنامه خويش خود را به اختصار جبهه ناميده است. مركزيت اين جبهه در تهران است. اين جبهه ميتواند با رعايت اساسنامه نسبت به تشكيل شعب در داخل يا خارج از كشور اقدام كند. اين حزب هدف خويش را ايجاد زمينه مناسب براي مشاركت ملت ايران در فعاليتهاي سياسي و اجتماعي كه منجر به دخالت مستقيم آنان در سرنوشت سياسيشان ميگردد به منظور حفظ دستاوردهاي انقلاب عظيم اسلامي و تداوم آرمانهاي امام خميني (ره) ناميده است.
جبهه مشاركت هم مانند كارگزاران زماني پا به عرصه فعاليت گذاشته كه با قدرت پيوند خورده بود. پس از شكلگيري اين حزب اين شائبه و گمانهزني پديد آمد كه مؤسسان و طرفداران حزب مذكور به تداوم قدرت خويش ميانديشند. ناكارآمدي، همگام نبودن شعار با عمل، عدم توجه به شايسته سالاري در دوران قدرت، عدم توجه لايههاي مياني و طبقات پايين جامعه، فقدان توانايي دربرآوردن نيازهاي مشروع و قانوني مردم. ناتوان بودن در دفاع از نيروهاي حامي خويش و بالاخره چيره شدن روابط بر ضوابط. اين حزب را زمينگير و از قدرت كنار زده است. البته نگاه اين حزب به مسائل در كاهش قدرت او مؤثر بوده و مؤثرتر از آن جملاتي بود كه توسط محافظهكاران عليه آن صورت ميگرفت. اين حزب بدليل ناتواني در كنار آمدن با حاكميت و اعتراض شديد به شوراي نگهبان و ديگر دستگاههاي نظارتي اقدام به طرح شعار خروج از حاكميت را سر داده است. اين شعار هرگز به مذاق ديگر احزاب بويژه جناح راست خوش نيامده است. بعيد به نظر ميرسد جبهه مشاركت ايران اسلامي به اين سادگي بتواند با آراء مردم به قدرت دست يابد. حزب مذكور در برنامههاي خويش همه چيز را لحاظ كرده و به يك موضوع بسيار بها داده است و آن شعاري است كه بر تارك آن حزب نقش بسته است. «ايران براي همهي ايرانيان» اين امتياز بزرگ صرفاً در دو تشكل بطور وضوح ملاحظه ميشود. نهضت آزادي و جبهه مشاركت ايران اسلامي. جبهه مذكور در ميان جوانان طرفداران بسياري دارد. همين نيروهاي پرخروش حزب فوق را بسيار اميدوار به آينده ايران كرده است. جبهه مشاركت ايران اسلامي در ميان روحانيت مخالفان سرسختي دارد.
لازم به ذكر است اين جبهه روزنامهاي موسوم به مشاركت داشته كه تعطيل كردهاند. در حال حاضر هيچ تريبون رسمي در اختيار ندارد. از آنجايي كه جبهه مشاركت بلحاظ نحوه تأسيس با كارگزاران شباهت فراوان دارد همين شباهت يعني زايش و تولد در دامن قدرت سبب شد كه ناظران نتوانند براي جبهه مشاركت هم سرنوشتي بهتر از سرنوشت كارگزاران سازندگي و ساير احزاب دولتي تصور نمايند. با اين بيان نسبتاً مفصل كارآيي و عدم كارايي، علل سقوط و ظهور احزاب در ايران و پاسخ پرسشهاي مطرح شده روشن و آشكار شده است.
سید محمد حسین دریاباری
21/2/1388




ار است فعاليت هاي سي ساله انقلاب را تبيين و تشريح نمايد ، آيا اين ستاد زمينه ي چنين اقدامي را در استان كردستان فراهم ساخته است ؟


قانون شکن پس از بازی در فیلم «درباره الی» باز هم به «هالیوود» رفت و در هیبت یک «مانکن» سراپا غربی ظاهر شد و علیه سینمای کشورش نیز مواضعی تند گرفت. 

